دست های تو
تمام دنیای من است
و من همین حالا
تمام دنیا را توی دست هایم دارم
من دیگر هرگز
دلتنگ اشک هایم نخواهم شد
تو مثل باد
تمام قاصدک هایم را
که به شاخه درخت گیر کرده بود
رها کردی …
ما بی تو خسته ایم ..
تو بی ما چگونه ای؟
از کفش هایم بپرس
چقدر دنبالت گشته ام ..
حالا دیگر دهان باز کرده اند …
دیشب …
صدای پای فرشته مرگ می آمد …
اما، چون تو را نبوسیده بودم، نمردم!
زنده ماندم تا کارهای عقب افتاده ام را جبران کنم …
می خواهم حداقل یک نفر باشد
که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم
که با خودم حرف می زنم …
از آن گل پرسیدم:
تو چطور دل سنگ را شکافتی و بیرون آمدی؟
باران بارید و گل پرپر شد ..
دوباره پرسیدم:
تو که سنگ می شکافی چطور زیر باران پر پر می شوی؟
نهایتاً
دل به جایی می رسد
که دو راه بیشتر ندارد
یا باید خون شود
یا سنگ!
چرا رفتی؟!
چرا من بیقرارم …
من بیخیال ِ خواب …
تو بی خیال بخواب!
در سرم تویی
در چشمم تویی
در قلبم تو ..
“من” عکس دسته جمعی تو ام …
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﯾﮏ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺻﻠﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺸﻮﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺨﺼﻮﺹ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻫﺴﺘﯿﺪ …
جایی که در آن هستیم اهمیتی ندارد،
مهم این است که در چه حالت روحی قرار داریم …
تو مثل آبی
من مثل ماهی
آب بی ماهی تواند بوود
اما ماهی بی آب هرگز
آسمان را مرخص می کنم!
دیگر به هوا هم نیازی ندارم!
تو خودت را مثل هوا
مثل نور، مثل آسمان
پهن کرده ای روی تمام لحظه هایم …
اوج خوشبختی ست …
وقتی کسی باشد
که تو را
آنگونه دوست داشته باشد،
که دلت می خواهد …
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.

















